![]() |
![]() |
|
| به نام آن برگی که تک درخت هستی خود را ترک کرد |
|
وقتی دل غریب و تنهاست
بی کس و در به دره دور تو پر میزنه از همه جا بی خبره اشکم از آب زلال چشمه ها تازه تره نازنینم این چه وقت سفره؟ وقتی میگی همینروزا میخوام برم به یک سفر اسم سفر رو میاری دق میکنم از این خبر یه جور برو نبینمت میمیره دل می افته خونم گردنت کی اونجا پیش وازت میاد الهی پیش مرگت بشم کی اونحا قربونت میشه الهی قربونیت بشم به حرمت عاشقیام وصله دلواپسیام به برکت سفره ی عشق اون شورو دل بستگیام بذار بازم فدات بشم الهی من فدات بشم وای از سفر وای از سفر نازنینم نازنینم این چه وقط سفره؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 22:53 توسط نیک زاد |
|
|
عشق من . . . یه دنیا یه دنیا عاشقم من |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 22:52 توسط نیک زاد |
|
|
نمیشه از تو یک لحظه جدا شم عشق من تا که تو رو دیدم ناز چشماتو خریدم واسه ی بودن با تو از همه دنیا بریدم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 22:51 توسط نیک زاد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 0:59 توسط نیک زاد |
|
|
کاش میشد قلب را تسخیر کرد
قدرت احساس را تشدید کرد کاش میشد تا به جای این غرور مـدت دیـدار را تجـدیـد کرد کاش میشد عاقـلان عاشـق شوند یا که در ایـن بزم هـمراهم شوند کاش میشد حس خوب حاکم شود یا که در گور حس بد ساکت شود کاش میشد چهراش حجبی نداشت یا که حتی با دلم ، دوری نداشت کاش میشد شاپرک حرفی زند یا که حتی روبرویم پر زند کاش میشد تا بجنگیم از غضب ما روبرو تا که باشیم از طرب ما پشت و رو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 13:8 توسط نیک زاد |
|
|
گریه کردم تا بدونی زندگی بی غم نمی شه
اگه دستم و بگیری از غرورت کم نمی شه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 22:25 توسط نیک زاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 1:24 توسط نیک زاد |
|
|
یه دل میگه برم برم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 1:8 توسط نیک زاد |
|
|
از آن سوی شیشه های یخ بسته تنها صدای زوزه ی باد زمستانی است که در خیابان سرد قدرت نمایی می کند و صدای تنفس نا منظم یک کودک در این سوی شیشه که به اتاقی کوچک مشرف است.با دستان کوچک و بچه گانه اش بر بخار ناشی از دهانش شکل می کشد و در اشکال کشیده شده محو است و با هنر خودبه دور دستها رفته و همچنان غرق در دریای رویا.
تفاوت چندانی میان هوای خیابان و اتاق نبود تنها چراغ فیتیله سوخته ای در وسط اتاق گرمایی ضعیف از خود متساعد می کرد.اثری از هیچ چیز در میان خیابان مه گرفته نبود و او همچنان در آن سوی شیشه با رویا های کودکانه ی خود منتظر چیزی یا کسی بود. موهای مجعد و مشکی و بلندش با چشمان معصومانه ودماغ کوچک قرمزش همخوانی زیبایی داشت همچون فرشته ای کوچک که با لباس مندرس بدل در زمین ظهور کرده به انتظار بود؟!! در میان هزاران تصویر که روی شیشه ی کوچک میکشید یکی را بیش از دیگران کشیده بود همان که هیچ وقت در رویای کودکانه ی هیچ کودکی ندیده بود /همان که در آن نه هیچ خبر از گدایی بود که در طلب سکه ای باشد نه رنج کشیده ای که طلب عدل وداد کند نه گرسنه ای که راضی به تکه نانی خشک بود و نه هیچ کدام از اینها... ان تصویر تنها تصویر یک آغوش بود که باز بود به سوی کسی که طلب و گدایی محبت را می کرد همان که در طی این عمر کوتاه هیچ کس در مقابلش از خود سخاوتی نشان نداد.تصویر را دوباره کشید و ... تصویر یک آغوش بر روی شیشه یخ بسته بود هیچ چراغی برای گرما دادن به اتاق وجود نداشت فیتیله کاملا" سوخته بود و کودکی بر روی یک حصیر کنار شیشه رنگ به چهره نداشت یکی از انگشتانش به شیشه چسبیده بود چشمان خود را بسته بود و هنوز از میان تصویر رو به سوی خیابان داشت تا شاید انتظارش به انتها برسد ولی عمر کوتاهش آنقدر به او فرصت نداد که کسی که هر شب به انتظارش می نشست از راه برسد و تنها آرزوی او را بر آورده کند و او از حصرت آن به سختی جان ندهد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 1:2 توسط نیک زاد |
|
|
کوروش سوم یا کورش بزرگ _ که از او در اسناد دینی به نیکی یاد شده _ پس از قیام بر ضد مادها و فتح همدان در سال 550 ق. م به پیشروی در سرتا سر منطقه آسیای غربی تدامه داد . او مرزهای پادشاهی خود را تا مصر و مدیترانه از مغرب ، رود سند از مشرق ، رود سیحون از شمال ، و خلیج فارس و دریای هند از جنوب ادامه داد . بابل در سال 538 ق.م فتح شد . یه.دیان به اسارت در امده ، آزادی خود را باز یافتند. و به وطن خویش بازگشتند. . به همین دلیل از کورش در کتاب مقس به نیکی یاد شده ( درباره کورش میگ.وید : او شبان من است و تمامی مسرت ما به اتمام خواهد رسانید.کتاب مقدس باب 44 ام ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 1:1 توسط نیک زاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1385 |
| پیوندها |
|
سرسپرده (آهنگ جدید) محشره |
|
RSS
|